مرتضى مطهرى

40

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

توضيح داده باشيم ، همان مطلبى كه بعدها بايد توضيح داد ، خواستيم در اوّل اشاره كرده باشيم . اين تعبير مال حضرت امير است كه مكرر هم اين تعبير را دارد و تقريبا تعبير اين است كه مىفرمايد : « داخل فى الاشياء لا بالممازجة و خارج عن الاشياء لا بالمباينة » ( 1 ) هم داخل در اشياء است و هم بيرون از اشياء ؛ داخل در اشياء است اما نه آن جورى كه يك جسم داخل جسم ديگر مىشود ، مثل اينكه آب داخل زمين مىشود كه يعنى امتزاج ، عنصرى با عنصر ديگر ممزوج مىشود ، نه ؛ و خارج است از اشياء نه به معناى اينكه مباين و بيرون است ، مثل اينكه من دستم را روى اين ميز مىگذارم مىگويم دست من بيرون از ميز است ، اين جور هم نيست . پس ما گفتيم داخل در اشياء است اما آن نكتهء ديگرش را كه خارج از اشياء است ، نگفتيم و لزومى نداشت فعلا توضيح بدهيم . اگر موقعى براى توضيحش باشد ، توضيح خواهيم داد . بعدها خيلى بايد مسائل توحيدى را بحث كنيم ، چون قلهء توحيد كه بشر به آنجا رسيده همين جمله است : داخل فى الاشياء لا بالممازجة و خارج عن الاشياء لا بالمباينة . يا به تعبير ديگر كه باز كلمات حضرت امير است : ليس فى الاشياء بوالج و لا عنها بخارج ( 2 ) . نه در اشياء ولوج كرده و فرو رفته است و نه از اشياء بيرون است . و اما مسألهء اينكه پس سير به سوى خدا [ چيست ؟ ] مسلّم سير به سوى خدا سير جسمانى كه نيست . مگر قرب به خدا ، تقرب به خدا تقرب جسمانى است ؟ مثلا اگر پيغمبر از ديگران مقربتر بوده به خدا ، يعنى پيغمبر در نقطه‌اى از مكان قرار داشته كه در آن نقطه به خدا نزديكتر بوده ؟ مسلّم قرب قرب معنوى است . وقتى قرب قرب معنوى باشد ، بعد [ مىرسيم به اينكه ] اصلا خود معناى قرب معنوى چيست ؟ و يك سلسله مسائل ديگرى را به دنبال خودش مىآورد كه ببينيم قرب معنوى يعنى چه . ما حالا بحث مسألهء قرب را پيش نمىكشيم و البته بعد دربارهء آن بحث مىكنيم ، حسابى هم بحث مىكنيم .

--> ( 1 ) . [ در نهج البلاغه ، خطبهء 1 چنين آمده است : مع كلّ شىء لا بمقارنة و غير كلّ شىء لا بمزايلة . ] ( 2 ) . نهج البلاغة ، خطبهء 184 .